جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 3 شهریور ماه سال 1387
سهم شما ازدنیا
نوشته شده توسط عمو تقی در ساعت 00:33 AM

 

سهم شما از دنیا چیست؟

 

دنیا

 

 

 -آیا تا به حال به این پرسش اندیشیده اید که «سهم شما از این دنیا چیست»؟

نقطه کانونی این پرسش، درنگ در این آیه است:

«و لا تنس نصیبک من الدنیا و سهم خود را از دنیا فراموش مکن».1

امیرمؤمنان علیه‌السلام در تفسیر «سهم» می فرماید: «سلامت ، توانایی ، فرصت ، جوانی و شادابیت را فراموش مکن ، تا با آنها ، آخرت را به دست آوری».

به اختصار، تواناییها و فرصتهای زندگی را یادآور می شویم، تا پاسخی برای سهم شما بیابیم.این تواناییها و فرصتها عبارتند از:

 

1. فن بهتر زیستن

 

فرصت جوانی ، ربودنی و رفتنی است و ضایع ساختن آن، چیزی جز غم، اندوه و پشیمانی را برای دوران پس از آن، به جا نمی گذارد.

بزرگترین فن بهتر زیستن، بهره جستن از فرصتهای بی نظیری است که به سرعت می گذرند. «فرصت جوانی» ، با دیگر ذخایری که در اختیار دارید ، تفاوت دارد. مدت زمان جوانی را نمی توان تغییر داد. این فرصت، ربودنی و رفتنی است و ضایع ساختن آن، چیزی جز غم، اندوه و پشیمانی را برای دوران پس از آن، به جا نمی گذارد. از پیامبر رحمت (ص) چنین نقل شده است:

« از دست دادن فرصت، اندوهبار است ».3

جوانی، فرصتی جبران ناپذیر است، و «خست» و «دقت» در آن، امری پسندیده و نیکوست. از این رو ، مسامحه در گذشت ساعات و روزهای دوران جوانی، روا نیست ، بلکه آراستن آن با تلاش، کوشش و فعالیت، آینده های سبز و سرشار از موفقیت را رقم خواهد زد. رسول گرامی اسلام می فرماید:

« پروردگار فرشته هایی دارد که هر شب نازل شده، بانگ میزنند: ای بیست ساله ها! تلاش و جدّیت کنید».4

لحظات زندگی را جدی بگیرد و فرصت جوانی را دریابید.

 

2. برنده بودن

 

بزرگترین ضعف یک جوان، کوچک شمردن خویش است. همانا انسان را چیزی مانند همتش، بلند نمی گرداند.

انسان با همت، همواره برنده است.

او به فکر جواب است،همیشه طرحی دارد،مشکل را ممکن می شمارد و در هر مشکلی، راه حل آن را می بیند.

خودتان را دست کم نگیرید و کوچک نشمرید ، زیرا هر کس بر نردبان همت فراز آید ، به مقصود دست یابد.

 

3. مقصرترین ها

 

آنان که روح مأیوسی دارند، مقصرترین افرادند ، زیرا رشته پیوند با زندگی را بریده و به نوعی به خودکشی روحی روی آورده اند. اگر امید نباشد ، مثل این است که خانه وجود انسان چراغ نداشته باشد.

شما وقتی به شرایط موجود خود عشق می ورزید و از اراده و تلاش برخوردار می گردید که افق آینده را روشن ببینید.

در زندگی، همیشه چراغ امید را روشن نگه دارید که با فروغ آن، نیازها، علایق، خواسته ها و تمایلات، سمت و سوی سالم می یابند و با اتکا به نیروی اراده و تصمیم، جامه عمل می پوشند.

اگر امید از آدمی گرفته شود ، بدبخت ترین موجود زمین خواهد شد و « غول افسردگی» او را اسیر اضطرابها، نگرانیها، دشواریهای تحصیلی، شغلی، مالی و مشکلات ناشی از روابط خانوادگی و اجتماعی می سازد و دنیای او را غم انگیز، سرد و بی روح می کند. سعی کنید از چیرگی ظلمت ناامیدی بپرهیزید ، چون هنگامی که ناامیدی قلب آدمی را تسخیر کند، تأسف، وی را از پای در آورد.

امیرمؤمنان علیه‌السلام میفرماید: «برای ناامید، تلخی و درد و هلاکت است».5

آنان که روح مأیوسی دارند، مقصرترین افرادند ، زیرا رشته پیوند با زندگی را بریده و به نوعی به خودکشی روحی روی آورده اند. اگر امید نباشد ، مثل این است که خانه وجود انسان چراغ نداشته باشد.

دنیای جوان، با امید برپاست و موفقیت و پیشرفت او، مرهون پرورش این «عطیه الهی» در قلب تپنده اوست.

 

 

 

 

4. یک تصمیم موفق

 

دوراندیشی، نوعی عاقبت نگری است که ثمره آن، سالم ماندن از آسیبها است. کسی که دوراندیشی او را پیش نبرد، ناتوانی و درماندگی، عقب نگاهش می دارد. در هر تصمیمی، دوراندیشی را فراموش نکنید. پیروزی، با دوراندیشی و اراده پایدار، به دست می آید و ارمغانش برای شما خوشبختی خواهد بود.

مردی با اصرار بسیار از رسول اکرم یک جمله به عنوان اندرز خواست. رسول اکرم به او فرمود:

اگر بگویم به کار میبندی؟

- بلی یا رسول الله!

رسول اکرم بعد از این که سه بار از او قول گرفت و او را متوجه اهمیت موضوع کرد، به او فرمود: هرگاه تصمیم به کاری گرفتی ، اول در اثر و نتیجه و عاقبت آن کار فکر کن و بیندیش ، اگر دیدی نتیجه و عاقبتش صحیح است ، آن را دنبال کن و اگر عاقبتش گمراهی و تباهی بود ، از تصمیم خود صرف نظر کن.6

دوراندیشی، در گرو دانایی و رایزنی با خردمندان و پیروی از توصیه های آنان است. سعی کنید از خودرأیی، اجتناب کنید و در تصمیمات خود ، رایزنی کنید.

 

5. قبض و بسطهای زندگی

 

درد و رنجهای زندگی سه ویژگی دارند:

الف) پایان ناپذیرند.

 

ب) استثنا ناپذیرند.

 

ج) کلی و تعمیم پذیرند.

 

باید رابطه خود را با مشکلات تغییر دهیم. در این صورت، دردها و رنجها می توانند قابل تحمل باشند و حتی از این بالاتر، می توانند به نوعی رضایت باطنی تبدیل شوند.

وقتی مشکلات را بخشی از زندگی بدانید و رابطه خود را با آنها تنظیم کنید ، در این صورت، با استقامت، می توانید به استقبال گشایش بروید.

بی شک، این باور که پس از سختی و رنج، گشایشی است و گشایشها، در دل سختیهاست و هر سختی ، در درون خودش، گشایشی دارد ، به زندگی ، رونق و نشاط می بخشد.

پیامبر پس از نزول سوره انشراح و تأکید خداوند بر این نکته - «فان مع العسر یسرا. ان مع العسر یسرا»7

چنین احساس کرد که همراه هر سختی، «دو آسانی» خواهد بود و با این مژده الهی ، چهره مبارکش شکفته شد و بعد همواره این جمله را تکرار می کرد و می فرمود: یک سختی، با دو سستی چه خواهد کرد؟ خدای من ، به من وعده آسانی و وعده سستی همراه این سختیها را داده است.

پنجشنبه 31 مرداد ماه سال 1387
طالع بینی برای تمام زندگی!
نوشته شده توسط عمو تقی در ساعت 09:01 AM

 

 

خوشبختى، نزدیک شماست

 

اگر واقعاً در جستجوى خوشبختى هستید و حقیقتاً مى‏خواهید خوشبخت شوید ، در دوردستْ آن را جستجو نکنید ، چون خوشبختى ، نزدیک شماست و با شما فاصله‏اى ندارد. اصلاً خوشبختى، خارج از شما نیست تا آن را جداى از خود جستجو کنید. بلکه منبع همه خوشبختیها خود شما هستید. اراده مصمّمتان، تفکّر خلّاقتان و اندیشه سازنده‏تان، همان خوشبختى است. مگر غیر از این است که همه سعادتمندان عالم با سعى و اراده آهنین به این گوهر ارزشمند ، دست یافته‏اند؟ آنها خوشبختى را در خود دیدند ، یافتند و به دست آوردند. بنابراین، آن کسى که باید سعادت را به ما هدیه کند، کسى نیست جز خود ما. باید آستین همّت را بالا بزنیم و با اراده‏اى محکم و تلاشى شکست‏ناپذیر، به دنبال خوشبختى برویم.

 

اراده مصمّم، تفکّر خلّاق و اندیشه سازنده‏، همان خوشبختى است.

 

موانع خوشبختى

 

خوشبختى هم مانند خیلى چیزهاى دیگر، مشکلات و موانعى دارد که شناختن آنها مطمئناً در رسیدن به گوهر خوشبختى به ما کمک شایانى خواهد کرد.

آیا همین فکر که « رسیدن به خوشبختى ، کارى سخت و دشوار است » نمى‏تواند مانع خوشبختى محسوب شود. چون بعضى از مردم به اشتباه ، این‏گونه فکر مى‏کنند و یا حتّى از این هم پا را فراتر مى‏گذارند و معتقدند که رسیدن به خوشبختى، غیرممکن است.

شما چه‏طور؟ آیا شما هم خوشبختى را تا این اندازه دست نیافتنى مى‏دانید؟ به نظر نمى‏رسد این افکار، کمکى به جز دور کردن انسان از تلاش و فعّالیت در جهت رسیدن به خوشبختى داشته باشد و فقط خلّاقیت در فکر و عمل را از انسان مى‏گیرد. ما با توجّه به منابع دینى‏مان این‏گونه نیستیم . چون دائماً به ما توصیه به امید داشتن و امیدوار بودن مى‏شود و همین حالتِ امید است که راه را بر این‏گونه تفکّراتِ غلط مى‏بندد. در فرهنگ فارسى ما نیز « جوینده » را « یابنده » معرفى کرده‏اند.

 مادرِ همه ی موانع ، همین تفکّر غلط است، امّا موانع کوچک و بزرگ دیگرى را نیز مى‏توان برشمرد که تا اندازه‏اى راه را بر طالب سعادت، تنگ مى‏کنند از قبیل: احساس گناه  ، حسادت ، چشم و همچشمى ، ملامت و سرزنش و....

 

به عنوان مثال، حسادت را تصوّر کنید. حسادت نمی گذارد شخص حسود احساس خوشبختی کند و مدام در نگرانی و تشویش به سر می برد.با کمى دقّت مى‏توان دریافت که دقیقاً به همان اندازه که سعادت و خوشبختىِ ما به دست خودمان است، شقاوت و بدبختى ما نیز به دست خودمان است.

طالع شما همان چیزی است که برایش تلاش می کنید وخودتان آن را می سازید.
 
پایگاه محکم خوشبختى
 

مطمئناً هر انسانِ سعادتمندى، خوشبختى خود را بر پایه‏هاى محکمى استوار کرده که در صورت از بین رفتن این ستونهاى محکم، در حقیقت ، خوشبختى‏اش از بین مى‏رود.

 

یکى از مهم‏ترین پایه‏هاى سعادت در هر کار، «میل» و «رغبت» شماست ، یعنى شما تا زمانى که طالب خوشبختى نشده‏اید هیچ کس و هیچ چیز نمى‏تواند در این زمینه به شما کمک کند.

 

شاید از خود بپرسید: مگر کسى هم وجود دارد که رغبتى به خوشبختى نداشته باشد؟ در پاسخ باید گفت: بله. افراد زیادى هستند که به خاطر مشکلات و سختیهایى که در راه رسیدن به خوشبختى وجود دارد، على رغم میل باطنى‏شان، خود را راغب به خوشبختى نشان نمى‏دهند و همان وضعیّت کسل‏کننده موجود را ترجیح مى‏دهند .

 امّا پایه دوم ، این است که براى رسیدن به این آرزو ، یا بهتر بگوییم ، به این خواسته باید «تلاش» کرد ، تلاشى بى‏وقفه که شکستهاى پى‏درپى هم نتواند شما را از این تلاش باز دارد. همین‏که مى‏گویند: «من باید این کار را انجام دهم » و « من می توانم »، نشانه ی همین تلاش است.

 

 و سرانجام ، سومین پایه و اساس براى خوشبختى ، تلاش همراه با « اندیشه » و « تدبیر » است ، تلاشى هدفمند ، برنامه‏ریزى شده و گام به گام، نه تلاشى از روى احساس که آنى مى‏آید و آنى هم مى‏رود . تلاشى که شما را آرام آرام به هدفتان نزدیک کند ، تا به این ترتیب ، از آن همه کوشش و پویش ، خسته نشوید و خود را ملامت نکنید و نگویید: « من مى‏دانستم که نمى‏توانم! » چون ملامت کردنِ خود ، یکى از موانع اساسىِ راه پرفراز و نشیب خوشبختى است.

 

طالع بینی

 

شاهراهِ خوشبختی
 

شایدشما براى رسیدن به خوشبختى، راههاى زیادى را رفته باشید و یا از این راههاى گوناگون، اطلاع پیدا کرده باشید امّا مطمئناً خوشبختى یکى نیست و مسلّماً یک راه هم ندارد. به اقتضاى خوشبختىِ شما، راه مناسب آن نیز وجود دارد.

به نظر مى‏رسد که در بین همه این راهها ، یک راه وجود دارد که مى‏توان آن را حقیقتاً « شاهراه خوشبختى » نامید، همان راهى که مطمئن‏ترین راه است و منتهى به خوشبختى حقیقى، ابدى، و زوال‏ناپذیر مى‏شود. کدام راه؟ راه «ایمان».

نه پول ، نه قدرت، نه لباس، نه زیبایى، و نه شُهرتِ من، هیچ کدام مرا به سرمنزل آرامش‏بخش خوشبختى نمى‏رساند، مگر اینکه همه اینها را از خداوند دانسته وشکرگذار باشیم .
 

شاهراه خوشبختى، همان راهى است که ما را به خداوند ، نزدیک کند و فطرت ما را بیدار سازد ، چون در وجود ما چیزى است بزرگ‏تر از همه عوامل مادّى خوشبختى که ما باید در جستجوى آن باشیم و آن، روح خداجو و خدایى ماست. روحى که نه پیر مى‏شود و نه پیرى بر او تأثیر مى‏گذارد. روحى که اگر در این شاهراه افتاد ، هیچ آفتى نمى‏تواند آن را از بین ببرد ، و مرگ هم برایش پایان خوشبختیها نیست. چون او سعادت ابدى را یافته است. سعادتى که با مردن، تمام نمى‏شود و با بیمارى، از بین نمى‏رود و با فقر، تعارضى ندارد.

 

سختی ها ومشکلات از نشانه های خوشبختی اند چرا که تا آنها نباشند راحتی وآسایش معنا ندارد.

 

نشانه‏هاى خوشبختى

 

خوشبختى مى‏تواند نشانه‏هاى فراوانى داشته باشد و مطمئناً نمى‏توان همه ی آنها را نام برد ، امّا با استفاده از متون دینى‏مان به چند گزینه اشاره مى‏کنیم که آنها را موجب سعادت دانسته‏اند.

 

یکى از این نشانه‏ها « تحرّک داشتن » است ودیگر نشانه خوشبختى، « عمل کردن به دانسته‏ها »ست و توصیه مى‏شود که با این‏کار ، خوشبخت شوید.« همنشینى با دانشمندان و عالمان »، یکى دیگر از نشانه‏هاست. دین مقدّس اسلام، توصیه‏هاى زیادى در این زمینه دارد .ایمان، محاسبه نفس، کوشش در راه اجراى فرمانهاى خداوند و... را نیز مى‏توان از این نشانه‏ها دانست. عجیبْ اینجاست که در میان این نشانه‏ها، « چشیدن سختیها و تلخیها » نیز وجود دارد، چرا که تا مشکلات نباشند ، راحتى معنا ندارد و تا بیمارى نباشد ، ارزش سلامتى شناخته نمى‏شود.

 

منبع : بر گرفته از مجله حدیث زندگی - با تغییر و تلخیص

 

 

 

چهارشنبه 30 مرداد ماه سال 1387
محبوب دلها باشید
نوشته شده توسط عمو تقی در ساعت 5:18 PM

محبوب دل ها باشید

 

 

 

محبوبیت

 

 

مجله قاصدک-انسان موجودی است که برای زندگی اجتماعی آفریده شده و هنگامی  که احساس کند دوست داشتنی و مورد پذیرش نیست،احساس بدبختی و تیره روزی می‌کند. واقعیتی که شامل من. تو و همه مردم دنیا می‌شود. برای ایجاد روابطی دوستانه و شادی بخش چه باید کرد. ما در دنیایی بزرگ. با مردمی زندگی می‌کنیم که آرزومند گرمای دوستی، شادی، لبخند و همراهی ما هستند و هنگامی می‌توانیم این موهبت‌ها را به خود و دیگران هدیه دهیم که یک قانون طلایی را به کار ببندیم. حتما شنیده‌اید که باید با دیگران به گونه‌ای رفتار کرد که مورد پسند آنها است اما شاید این نکته کلیدی را نشینده باشید که هرگز  نمی‌توان کسی را مجبور کرد همین کار را متقابلا در برابر شما انجام دهد، این همان قانون طلایی است که سیاست شاد زیستن نامیده می‌شود. انجام این قانون به شخصیتی آماده و پرورش یافته و یکدلی و انتقال فکر نیاز دارد؛ به توانایی برای قرار گرفتن در جای دیگری و احساس کردن احساسات او.

تا همین اواخر مرسوم نبود که آدم‌ها رفتارهایشان را مورد بررسی و کند و کاو قرار دهند و آنها را با روش‌های علمی توصیه شده بسنجند. اما این کار می‌تواند کمک بزرگی باشد برای کشف اینکه مردم چه دوست دارند؛ چه می‌خواهند و به چه چیزهایی نیاز دارند؟ با این روش فرد می‌تواند دریابد که چگونه در مقابل دیگران ظاهر شود و به آنها واکنش نشان دهد. برای انجام این کار باید چشم‌تان را روی حقایق باز کنید. رفتارهایتان باید تغییرپذیر و توانایی‌هایتان قابل بسط و گسترش یافتن باشد. روان‌شناسان، رفتارهای اجتماعی متعددی را مورد بررسی قرار دادند تا دریابند چه‌چیزهایی موجب ایجاد حس دوستی می‌شود و قابلیت دوست داشته شدن در جمع را برای فرد ایجاد می‌کند. این مطالعه عاداتی را در بر می‌گرفت که می‌توانند با اراده و تصمیم جدی فرد تغییر کنند. البته باید این نکته ضروری را مورد توجه قرار داد که پیش از آنکه شما بتوانید دوست خوبی برای دیگری باشید. باید خود را دوست بدارید و نیازهای خود را شناخته و در بر طرف کردن آنها بکوشید.

 

 

 

شادی و نشاطی که از درون شما بجوشد و رفتاری که سرشار از اعتماد به نفس باشد. بدون تردید به توانایی حضور مثبت‌تان در جمع می‌افزاید.

 

برای به حداقل رساندن اصطکاک خود با دیگران و افزایش میزان محبوبیت خود میان افراد 8 توصیه زیر را بکار ببندید:

 

راه کمک به دیگران را پیدا کنید:

 

  نسبت به همه کس مهربان، همدل و سرشار از حس یاری و یاوری باشید چرا که ممکن است روزی سرنوشت شما در دستان آنها قرار گیرد و یا حداقل دوستی به حلقه دوستان‌تان اضافه شود.

 

به آنچه می‌گویید عمل کنید:

 

 دوستان‌تان هنگامی به شما اعتماد خواهند کرد که ببینند شما آنچه را که می‌گویید. انجام می‌دهید، آنها همچنین توقع دارند که شما آن را به بهترین شکل ممکن انجام دهید. هیچ چیز نباید مهم‌تر از قولی که می‌دهید. باشد. وقتی شما به شکلی ذهنی و اخلاقی به قول‌هایی که می‌دهید پایبند باشید. پلی‌بین خودتان و موفقیت می‌زنید.

 

بردبار باشید و کم انتقاد کنید:

 

این واقعیتی است که همه اشخاص نکات قابل انتقادی دارند و ممکن است کارهایی انجام دهند که از نظر شما ناپسند باشد اما شما زمانی نسبت به دیگران موفق‌تر خواهید بود و دشمنان کمتری خواهید داشت که آن ها را آنطور که هستند. بپذیرید.

 

تقدیم محبت

 

سعی نکنید بر دیگران حکم فرمایی کنید:

 

 هیچ‌کس دوست ندارد که به عنوان فردی ضعیف به حساب بیاید. توانایی‌هایش به هیچ گرفته شود و همیشه  به او بگویند چه کاری را چگونه انجام دهد. اگر شما دایماً خواسته‌های خود را به دیگران تحمیل کنید، با به وجود آوردن حس برتری جویی و سلطه طلبی. در منزل یا محیط کار دیگران را از خود دور می‌کنید.

 

معلومات‌تان را به رخ نکشید:

 

 هر فردی دوست دارد در دید دیگران مهم و ارزشمند به نظر بیاید. پس هنگامی که شما تلاش می‌کنید این احساس را به فردی تقدیم کنید. بهترین موقعیت را در روابط ایجاد و ادب و نزاکت خود را متجلی کرده‌اید، اما اگر تلاش کنید یا فضل فروشی. خود را فرد مهمی نشان دهید اگر چه ممکن است دیگران شما را به خاطر دانش‌تان تحسین کنند اما شما را دوست نخواهند داشت. بهتر است مورد علاقه باشید تا مورد تحسین، توجه کنید کسی که تلاش می‌کند تا اطلاعات و دانش‌اش را به رخ شما بکشد. شاید دارد تلاش‌می‌کند احساس عمیق خود کم‌ بینی در سایر زمینه‌ها را مخفی کند، او به دلسوزی و همدلی شما نیاز دارد.

اگر شما دایماً خواسته‌های خود را به دیگران تحمیل کنید، با به وجود آوردن حس برتری جویی و سلطه طلبی. در منزل یا محیط کار دیگران را از خود دور می‌کنید.

 

هرگز به گونه‌ای رفتار نکنید که گویی شما بالاتر و برتر از اطرافیان‌تان هستید:

 

 اگر خداوند به شما توانایی‌های برتری بخشیده است. برای آن است که در رشد و ارتقای آن بکوشید و از مواهب آن بهره‌مند شوید. اگر تلاش می‌کنید تا این برتری‌ها را به رخ اطرافیان‌تان بکشید. متاسفانه یک جزیزه کوچک تنها خواهید شد و در جمع مجبورید مدام سر به این سو و آن سو بچرخانید تا شاید شنونده‌ای برای حرف‌هایتان پیدا کنید.  این سرنوشت در انتظار همه کسانی است که دروغ می‌گویند و بدون وقفه مبالغه می‌کنند. مراقب باشید. زمانی ممکن است شما هم فریاد بزنید و کسی به یاری‌تان نیاید.

 

 

 

با گوشه و کنایه و متلک صحبت نکنید:

 

 اگر شما بتوانید شرایط حاکم بر جمع و حال و حوصله افراد دور و برتان را درک کنید. روابط شخصی شما. مانند یک سفر دریایی نرم و آرام خواهد شد. زمانی ممکن است یک پاسخ کنایه‌آمیز بتواند توفانی از خنده به راه بیندازد. اما باید متوجه باشید این شادی زودگذر باعث دلخوری و دلتنگی فرد دیگری نشود.

 

مردم را مسخره نکنید:

 

 اشتباه کردن جزء لاینفک رفتار بشری است و هیچ‌چیزی به اندازه مسخره شدن به خاطر آن اشتباه. فرد را مورد اذیت و آزار قرار نمی‌دهد. مسخره کردن سبب می‌شود فرد احساس حقارت کند. این کار اهانت بزرگی است به اندازه‌ای که گاهی وقت‌ها زمان زیادی طول می‌کشد تا شخص بتواند فرد مسخره کننده را ببخشد.

 

چهارشنبه 30 مرداد ماه سال 1387
شکار لحظه ها
نوشته شده توسط عمو تقی در ساعت 00:33 AM

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

چهارشنبه 30 مرداد ماه سال 1387
محیط کار
نوشته شده توسط عمو تقی در ساعت 00:20 AM

 

 

 

در محیط کار، با دیگران چگونه رفتار کنیم؟

 

 

 

هر فردی باید بداند که چگونه می‌تواند با دیگران ارتباط برقرار نماید. به یاد داشته باشید که عدم مهارت‌های رفتار با دیگران، سبب دلسردی و ناامیدی می‌شود. یک انسان موفق می‌داند که کار کردن با دیگران به خصوص در دنیای کنونی، ارتباطی توام با مهارت را می‌طلبد. جامعه‌شناسی می‌گوید: «هنگام برخورد با مردم به خاطر داشته باشید که با مخلوقات منطقی طرف نیستید، با موجوداتی که سرشار از غرور، خودبینی و تعصب هستند، طرف هستید.» در این نوشته سعی شده است تا برخی از قوانین اصلی ارتباطات انسانی در فضای کاری به شما معرفی شود. پس با ما همراه باشید.

1- دیگران را با نام صدا بزنید:   
              
این خوشایندترین صدا برای گوش هر کسی است. وقتی نام فردی را به کار می‌برید، در حقیقت پیغام خود را تنها برای آن شخص ارسال می‌کنید. این کار شما سبب می‌شود فرد مقابل دریابد که برای او اهمیت و ارزش قائل هستید. جملات خود را با اسامی افراد بیامیزید و با سوالاتی نظیر: «علی، امروز خوب هستی؟» آغاز نمایید.

2- اشتباه خود را بپذیرید:      

                               
اگر این مسئله را بپذیرید که اعتراف به اشتباهات در محیط کار، یکی از ستوده‌ترین اعمال است، پس با اعتراف به اشتباه خود، هرگز فکر نخواهید کرد که وجهه خود را از دست خواهید داد.
یادمان باشد در اعتراف به اشتباهاتمان زیاده روی نکنیم مثلا لازم نیست با عذرخواهی فراوان در جلسات، اقدام به بیان اشتباهات خود نمایید. جمله «من اشتباه کردم و متوجه آن هستم» کفایت می‌‌کند.

3- دیگران را با معیارهای بالا در نظر بگیرید:


اندک افرادی در بین ما هستند که معمولا عقل‌کل خطاب می‌‌شوند. به نظر می‌رسد این گونه افراد فکر می‌کنند که هیچ کس جز خودشان قادر به انجام صحیح امور نیست. جزو این گروه از افراد نباشید. به قابلیت‌های دیگران اعتماد نمایید. در واقع به آنها در انجام دادن کارها به بهترین وجه ممکن اطمینان داشته باشید. این به معنای داشتن انتظارات بیش از حد نیست.
باور داشتن یک فرد او را تشویق به انجام کارها با حداکثر توان می‌کند و از ناامیدی جلوگیری می‌کند.

4- علاقه‌ای صادقانه  از خود نشان دهید:


به سخنان خود دقت کنید و بدانید چه وقت باید آنها را بیان کنید. هر فردی در محیط کار شما، دارای سابقه‌ای از علایق و تجارب و سلایق گوناگون است. حتی اگر نقطه اشتراکی با هم ندارید، در مورد اطرافیانتان اطلاعات کسب نمایید. مردم دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر داشته باشند پس در سخن گفتن دقت نمایید.

5- از دیگران تعریف و تمجید کنید:   

       
در مورد تعریف خود صریح باشید و نشان دهید که در مورد آنچه که فرد انجام داده است، آگاهی دارید، به طور مثال بگویید: «علی، تو خیلی خوب جلسه را اداره کردی به خصوص وقتی همه از مسیر موضوع اصلی منحرف شده بودند». در عین حال سعی کنید به ندرت و فقط زمانی که واقعا نیاز است، انتقاد نمایید، انتقاد را طوری بیان کنید که مانند یک نصیحت سازنده از طرف دوستی قابل اعتماد در نظر گرفته شود.

6- مراقب حرف‌هایتان باشید:      

                    
اگر قصد ندارید، کاری را انجام دهید، هرگز نگویید که آن را انجام خواهید داد. یادتان باشد اعتبار شما، ارتباطی تنگاتنگ با گفتارتان دارد. اگر به قول خود عمل نکنید، در مورد کارهای بزرگ به شما اعتماد نخواهد شد و در نتیجه پیشرفتی حاصل نمی‌شود.

7- قدردانی و سپاسگزاری فراموش نشود:
اگر فردی لطفی به شما کرد، تشکر نمایید و مقابله به مثل کنید و این را بدانید که شما به خودی خود مستحق لطف نیستید و کسی به شما بدهکار نیست. پس تشکر فراموش نشود.

8- با فکر و ملاحظه باشید:    
                         
اگر قبل از صحبت نمودن خوب فکر کنید شاید هیچ‌وقت، ابهامی در گفتارتان سبب سوء تعبیر نشود.در صورت بروز سوءتفاهم یادمان باشد، نظرات دیگران را محترم بشماریم. ببینید چرا آنها این‌گونه فکر می‌کنند. به جای مشاجره از دیگران بخواهید در مورد مواضع‌شان توضیح دهند، مجبور نیستید، موافقت کنید، اما می‌توانید بگویید: «من متوجه هستم شما چه می‌گویید.»

9- از خودگذشتگی فراموش نشود:   

               
بد نیست گاهی اوقات از مکان شغلی خود خارج شده، به دیگران در کارهای‌شان کمک نمایید. این عمل را بدون این‌که از شما درخواست شود، انجام دهید، گفتن: «کمک لازم ندارید؟» شما با این کار، دیگران را تشویق به از خودگذشتگی نموده و در نتیجه محیط کاری مثبت قوی ایجاد خواهد شد و دیگر این که برای خود لطفی دو جانبه را خریداری می‌نمایید، چرا که مهربانی همیشه باز می‌گردد.

10- متواضع و فروتن باشید:  

                      
یادمان باشد اگر به کامیابی دست یافتیم، خود از آن تعریف نکنیم بلکه دیگران خود متوجه آنها گردند، «همچنان که گفته‌اند، مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید.»

11- به حفظ آبروی دیگران کمک کنید:    

      
اگر همکارتان اشتباهی کرد با خندیدن به اشتباهی که شخص (نه با خندیدن به خود شخص) مرتکب شده، به همراه ضربه‌ای دوستانه به شانه‌های او از پریشانی‌اش بکاهید و بگویید: «این برای بهترین افراد هم ممکن است پیش بیاید.» با این کار به او و دیگران اطمینان می‌دهید که دنیا به پایان نرسیده است.

 

سه شنبه 29 مرداد ماه سال 1387
آرامش ذهنی
نوشته شده توسط عمو تقی در ساعت 00:02 AM

 

 

آرامش ذهنی

 

هر که هستید و هر کجا زندگی می کنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید.


اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد، بدون شک این ویژگی به دنیای اطراف شما نیزسرایت خواهد کرد. به خاطر داشته باشید برای رسیدن به این وضعیت، لازم است برخی قابلیت های و یژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایجاد نمایید. رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک می کند در این مسیر گام بردارید:


1)  یاد بگیرید که گاه مسائل را رها سازید.

 

بدین معنا که به هر مسئله ای دائما گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا در فکر مسائل خود هستید و به مرور آنها می پردازید، در واقع همیشه بار اضافه ای را با خود حمل می کنید که این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس درشما می گردد. بیاموزید که با یک ذهن رها و آزاد زندگی کنید. این امر به شما کمک می کند که با هر محرک کوچک و یا مانع جزئی آشفته نشوید.


2) به خود و خدای خود ایمان داشته باشید.

 

اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، به راحتی از عهده مشکلات زندگی برخواهید آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام خواهید برداشت

.

3) مثبت اندیش باشید.

 

اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه چیز می تواند بی فایده و بی ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است

.

4) نسبت به انتظارات و برنامه ریزی های خود واقع بین و منطقی باشید.

 

توانایی های خود را در موقعیت های خاص بشناسید و نسبت به عدم توانایی ها و ضعف های خود واقع بین باشید. هرچقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقی تر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت

.

 

 

 

5) نسبت به انسان ها، عشق بی قید و شرط خود را نثار کنید.

 

شما می توانید از دوستان، هم اتاقی ها و هم کلاسی های خود شروع کنید. یاد بگیرید که آنها را بدون قید و شرط  دوست بدارید، درمقابل ضعف های آنها صبور باشید وخطاها و اهمال کاری هایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید احساس شادی و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید کرد

.

6) معنای فداکاری را لمس کنید.

 

دست بخشش داشته باشید ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه خودشان خوشحال کنید. به افراد بی پناه ، یتیم و فقیر کمک کنید. برای آنهایی که خواهان یاری شما هستند پشت و پناه باشید و بدون  آنکه منتی بر آنها نهید تکیه گاهشان باشید. هرچقدر بیشتر ببخشایید، از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد

.

7) افکار خود را بازسازی کنید.

 

در افکار و عقاید خویش نسبت به شخص خود، بازنگری کنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزشها، استعدادها و مهارت های خود را ارج نهید. خود را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید. هرگونه ترس و تردید غیرمنطقی که در مورد خود دارید، کنار بگذارید. اگردیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید یاد خواهید گرفت که خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید.

 

 

 

 

یکشنبه 27 مرداد ماه سال 1387
گل نرگس
نوشته شده توسط عمو تقی در ساعت 01:32 AM

 

 

 

میلاد با سعادت آقا امام زمان ( عج ) بر همگان مبارک

 

 

  

 

گفتم چو بیایی غم دل با تو بگویم

 

 

 

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

 

 

 

 

 

 

 

 

مهدیا عالم فدای قامت رعنای تو

 

                        

  سنگ فرش کهنه ی دل،خاک زیر پای تو

 

 

دیدن روی چوماهت آرزوی خستگان

 

                        

  ای فروق فاطمه بر هر دو چشمم جای تو

 

 

یوسف مصری ماکی بازگردی ازسفر

                    

        صد هزار یعقوب تنها  گشته نابینای  تو

 

 

گربرآری آرزوچون قطره،دریامی شویم

                       

         آرزومان دیدن رخسار مه سیمای تو

 

 

 

  

 

 

هرگز نمی میرددلی که باامام زمان(عج)باشد.کسی که نام و یادامام زمان رادارد

همیشه شادی هاراهمراه داشته وهیچ غمی نداردجزانتظار ظهورآن حضرت .

آقاجون،شاید بتوانیم مشکلات دوران انتظارراتحمل کنیم ولی شوق دیدارتوراچه؟

                                                                                  

     ف.ع زنجان

 

 

 

 

آن شب خواب دیدم که آقا امام زمان (ع) با کمری خمیده وعصا به دست ایستاده اند .

 

 به آقا عرض کردم آقا به این سمت بیایید مردم منتظر شما هستند .

 

 آقا آهی از دل کشیدند و فرمودند : تا زمانی که بعضی از مردم نمازی را که

 

 

فریضه ای برای آخرت خودشان است نمی خوانند فکر می کنی برای ظهور من تلاش می کنند؟

 

 

 

 

 

 

 

 

       

 

 

                                                                                 

     

    

 

 

ای یوسف زهرا !

 

خاندان یعقوب پریشان و گرفتار بودند ،

 

ما و خاندانمان نیز گرفتاریم ،

 

روی پریشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببین .

 

به ما ترحم کن که بیچاره ایم و مضطر

 

ای عزیزِ مصرِ وجود !

 

سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است .

 

نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حال گناهکار

 

از ما بگذر و پیمانه جانمان را از محبت پر کن .

 

یابن الحسن !

 

برادران یوسف وقتی به نزد او آمدند کالایی – هر چند اندک – آورده بودند ،

 

سفارش نامه ای هم از یعقوب داشتند .

 

اما ...

 

 

 


 

 

 

     

شنبه 26 مرداد ماه سال 1387
نوشته شده توسط عمو تقی در ساعت 00:29 AM

پنج راه برای تقویت قوای ذهنی

 

 

 

 

از زمانی که دوره درس و تحصیل تمام می شود به این دلیل که مغز کمتر با رقم ها و اطلاعات سروکار دارد، به نظر می رسد که به تدریج توانایی های خود را از دست می دهد. دکتر رابرت ایستاک می گوید: " لازم است هر فردی، به همان شکل که با فعالیت بدنی بر سلامت جسمی خود می افزاید، از طریق بکار گرفتن مغز توانایی های ذهنی خود را نیز افزایش دهد." توانایی های ذهنی به تدریج، با سپری شدن عمر تحلیل می روند؛ زیرا از طریق پاسخگویی به تجربه هاست که زنده و فعّال می مانند. اگر فردی از تجربه های ذهنی متعدد و متنوعی برخوردار باشد، روابط بین سلولهای عصبی در مغز او نیز بیشتر خواهد بود، در حالی که اگر تجربه های ذهنی فرد محدود و معدود باشد، روابط بین سلولی کمتر برقرار شده یا این که کاملاً قطع خواهند شد.

 

توصیه هایی جهت بالا بردن توانایی های ذهنی

 

 

1 – ذهن خود را به کار اندازید:

 

حل کردن جدول و معما ، بهترین راه برای گذراندن وقت است. دکتر استاک معتقد است که در بین ارگانهای مختلف بدن ، مغز عضوی منحصر به فرد به شمار می آید ، زیرا عضوهایی مانند کبد و کلیه ها ، در اثر کارکردن زیاد و مستمر فرسوده خواهند شد اما مغز ، هر چقدر که بیشتر فعالیت داشته باشد ، تواناتر و قوی تر می شود. به کار انداختن مغز و انجام بازی هایی مانند شطرنج بر شناخت و درک بیشتر مغز می افزاید. از طریق فعالیت هایی که مغز را به کار می اندازند ، می توان به رشد سلول های عصبی تازه کمک کرد و با این وسیله ارتباط بین سلولهای عصبی در مغز حفظ شده و حتی افزایش خواهد یافت
 
 
 
 ۱– از گوش های خوداستفاده کنید:
 
 گوش دادن به موسیقی جریان خون در مغز را افزایش خواهد داد. به همین دلیل مخچه نوازندگان موسیقی از افراد دیگر بزرگتر است. خوشبختانه نیازی به استفاده از آلات و ادوات موسیقی نیست بلکه می توان با گوش دادن به موسیقی ، علاوه بر لذت بردن از آن ، قسمت هایی از مغز را نیز فعال سازیم. توصیه می شود هنگامی که به سوی محل کار خود حرکت می کنید به موسیقی مورد علاقه خود گوش کنید به این ترتیب هم به آرامش خواهید رسید و هم بر زیرکی خود خواهید افزود.
 

3 – دست های خود را بکار برید:

 

زمانی که با ماشین تایپ می کنید یا این که به رانندگی می پردازید یا حتی هنگامی که شام درست می کنید ،  دستان شما بطور مداوم فرمان های رسیده از مغز را اجرا می کنند. در حقیقت هیچ بخشی از بدن بیش تر از دستها به مغز نزدیک تر نیست. به همین سبب ، هرقدر مهارت های سریع انگشتان افزایش یابد ، عملکرد و فعالیت مغز نیز بیشترخواهد شد. متأسفانه در جامعه (دنیای) ما بر مهارت های ظریف و دقیق انگشتان و اثر آنها بر مغز تأکید نمی شود. جراحان از این توانایی ، برخوردارند ولی افرادی چون وکلا، حسابداران یا مشاوران امور اجتماعی نیازی به مهارت های ظریف و دقیق انگشتان دست خود ندارند. برای مقابله کردن با این شیوه زندگی می توان به سرگرمی های سنتی پرداخت. از جمله قلاب بافی کردن، خیاطی ، ساختن مدل های مختلف که از بخش های کوچکی تشکیل شده اند (مانند کشتی ، هواپیما و ...)

 

4 – به پاهای خود تکیه کنید:

 

 فعالیت و کارکردن ممکن است بتواند از وزن شما بکاهد اما می تواند ذهن شما را نیز تواناتر کند. ورزش و تمرین های ایستاده سبب تقویت بخش تعادل مغز و مراکز هماهنگ کننده خواهد شد که همگی به بالا بردن درک و شناخت فردی کمک می کنند.

دکتر رابرت استاک اظهار می دارد که انجام تمرین هایی که سبب حفظ تعادل بدن، انعطاف پذیری و نیروی پاها می شوند از اهمیّت زیادی برخوردارند. تمرین پیشنهادی او ورزش سنتی چینی به نام تای چی است که به تقویت پاها و حفظ تعادل بدن کمک زیادی می کند.

 

5 – گذشته را زنده نگهدارید:

 

یکی از رایج ترین و مهمترین شکایتهایی که افراد بالاتر از 40 سال ، ابراز می کنند کم شدن یا حتی فقدان حافظه است. در حالی که می توان به سادگی حافظه را تقویت کرد. دکتر استاک معتقد است که با مرور خاطره های خوب گذشته از طریق مشاهده فیلم های خانوادگی ، آلبوم های عکس و مجله ها می توان به تقویت حافظه پرداخت. حتی وسایلی که خاطره انگیزند مانند عطر مورد علاقه مادر، عینک یا خود نویس پدر بزرگ و ... می توانند به بهتر شدن حافظه کمک کنند. یادگاری ها و یادبودها می توانند ارتباط هایی را در مغز ایجاد کنند که به راحتی و با مرور زمان از بین می روند، بنابراین فعالانه خاطره ها را زنده نگه دارید.

 
پنجشنبه 24 مرداد ماه سال 1387
نوشته شده توسط عمو تقی در ساعت 10:22 AM

چه جور آدم‌هایی، چه‌جوری می‌نویسند؟

 

 

 

 

مونا ضرغام- مطالعه دست‌خط و تحلیل آن امروزه روشی پذیرفته‌شده برای ارزیابی اشخاص در سازمان‌هاست. گفته می‌شود تحلیل دست‌خط شاخصی موثر و قابل اعتماد از شخصیت و رفتار انسان‌هاست و برای ارزیابی مراحل سازمانی مانند بازنشستگی، مصاحبه و انتخاب، مشاوره و برنامه‌ریزی شغلی مفید است.

مطالعه و تحلیل دست‌خط افراد، دانشی کهن است که اولین بار در حدود 3000 سال پیش توسط چینی‌ها توسعه یافت. به گفته کارشناسان این علم، دست‌خط اشخاص در واقع به‌ طور مستقیم از شخصیت منحصر به فرد و شیوه خاص تفکر آنها حکایت می‌کند.

علم شناخت شخصیت از روی دست‌خط حداقل از 300 ویژگی گوناگون دست‌خط در دیدگاه تحقیقاتی خود استفاده می‌کند. دست‌خط اشخاص و مکان آن روی صفحه، انگیزه‌های منحصر به فرد یک انسان را توصیف می‌کند. مغز انسان علامت‌هایی را از ماهیچه‌ها به ابزار نوشتاری می‌فرستد.

همان‌طور که گفتیم، دست‌خط حداقل 300 ویژگی گوناگون دارد که به اصلی‌ترین آنها که حاوی اطلاعات جالب شخصیتی است، می‌پردازیم.

 

جهت دست‌خط‌

 

دست‌خط‌های مایل به سمت راست نشان‌دهنده صمیمی بودن، نافذ بودن، دوست‌داشتنی بودن و حامی‌بودن نویسنده آن است.

اما دست‌خطی که صاف و محکم باشد، نشان‌دهنده استقلال نویسنده است.

دست‌خط‌هایی که به سمت چپ متمایل هستند نیز عاطفی و احساسی بودن نویسنده را نشان می‌دهند.

 

اندازه دست‌خط‌

 

اشخاصی که درشت می‌نویسند، معمولا اجتماعی و برون‌گرا بوده واز اعتماد به نفس بالایی برخوردارند.

اما خصوصیات شخصیتی افرادی که ریز می‌نویسند، به‌طور دقیق برخلاف کسانی است که درشت می‌نویسند. اشخاصی که ریز و نازک می‌نویسند، به آسانی روابط اجتماعی با دیگران برقرار نمی‌کنند.

 

فشار آوردن روی کاغذ هنگام نوشتن

 

کسانی که در حین نوشتن فشار زیادی به کاغذ می‌آورند، اشخاصی متعهد هستند که همه چیز را خیلی جدی می‌گیرند. اما اگر فشار روی کاغذ بسیار زیاد است، آن فرد احتمالا خیلی عصبی است و عکس‌العمل سریعی نسبت به انتقادهایی که به او می‌شود نشان می‌دهد، حتی اگر این انتقادها از سوءنیت نباشد.

اما فشار کم روی صفحه کاغذ هنگام نوشتن نشان‌دهنده حساسیت و عاطفه نویسنده نسبت به دیگران است.

 

فضای خالی میان کلمات

 

چنانچه میان کلمات فاصله زیادی وجود داشته باشد، نشان‌دهنده این است که نویسنده به دنبال فضایی برای تنهایی است.

اما اگر فاصله یا فضای میان کلمات کم یا باریک باشد، نشان می‌دهد نویسنده دوست دارد با دیگران ارتباط داشته باشد. به ویژه اگر این اشخاص در نوشتار خود دقت نداشته باشند، نشان می‌دهد که اشخاصی مزاحم و شلوغ کن برای اطرافیان‌شان هستند.

 

فاصله میان خطوط

 

چنانچه فاصله میان خطوط زیاد باشد، نشان‌دهنده این است که اشخاص دوست دارند به عقب برگردند و نگاه عمیق‌‌تری داشته باشند.

فاصله کم میان خطوط نیز نشان می‌دهد که نویسنده خونسردی خود را در هنگام فشار کاری حفظ می‌کند و در نهایت به نتیجه خوبی دست می‌یابد.

 

 

حاشیه کاغذ

 

هر کدام از حاشیه‌های کاغذ مفهومی‌ دارند. حاشیه سمت چپ نشان‌دهنده وابستگی فرد به ریشه‌ها و خانواده است. حاشیه سمت راست نشان‌دهنده وابستگی به اشخاص دیگری به جز اعضای خانواده است. بالای صفحه نیز اهداف و آرزوها قرار دارند و در پایین صفحه انرژی، انگیزه و عملکرد قرار می‌گیرند.

فاصله زیاد از حاشیه سمت چپ نشان‌دهنده علاقه نویسنده به ادامه دادن است. اگر فاصله از حاشیه سمت چپ کم باشد، نشان‌دهنده احتیاط نویسنده است.

فاصله کم از سمت راست کاغذ نشان‌دهنده خونسردی و اشتیاق برای نوشتن است. فاصله زیاد از سمت راست کاغذ نیز نشان‌دهنده ترس از نادانسته‌هاست.

پس از چینی‌ها نیز رومی‌‌ها به بررسی "علم تحلیل و مطالعه دست‌خط" پرداختند و به تدریج این علم در بیشتر جوامع و فرهنگ‌ها مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

دیدگاه جدید در خصوص بررسی دست‌خط از سوی گروهی از کشیش‌های فرانسوی ایجاد شد که از سوی اب می‌کن -که ابعاد کلیدی این علم را در دهه 1870 پس از 30 سال تحقیق تعریف کرد- هدایت شد. امروزه می‌دانیم که این علم، ابزار بی‌نهایت مفیدی برای شناسایی کیفیت و ظرفیت هوش و پتانسیل اشخاص به ویژه در زمینه شغل و پیشبرد ارتباطات است. اگر چه این علم نیز مانند سایر علوم رفتاری به آسانی قابل توضیح نیست، اما هنوز هم به دلیل نتایج خوبی که از کاربرد آن به دست می‌آید، به‌طور مستمر به کار رفته و مورد قبول واقع می‌شود

 

Erorr in Your Internet Explorer !!!

Music Weblog