نیمی برای من، نیمی برای تو

 

 

 

زندگی یک مشکل است با آن روبرو شو.زندگی یک معادله است موازنه کن.زندگی یک معما است آن را حل کن.زندگی یک تجربه است آن را مرور کن.زندگی یک مبارزه است قبول کن.زندگی یک کشتی است با آن دریا نوردی کن.زندگی یک سوال است آن را جواب بده.زندگی یک موفقیت است لذت ببر.زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو.زندگی یک هدیه است آن را دریافت کن.زندگی دعا است آن را مرتب بخوان.زندگی درد است آن را تحمل کن.زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با آن روبرو بشی .زندگی هدیه ای است که خدا در هنگام تولد به ما تقدیم می کند.زندگی آغاز یک راه است بسوی افتخار و سربلندی، یا انحراف و سرافکندگی.زندگی پرواز است به سوی پیشرفت و روشنایی.زندگی جوانه زدن است به امید درختی تناور و پر از میوه.زندگی گرچه یک آغاز است ولی پایان آن نامعلوم و رویایی است.زندگی یعنی عشق، اراده، امید و توکل.زندگی مانند پلی است برای نزدیک شدن به خدا.زندگی به کوه بلندی می ماند آن را فتح کن.زندگی برای هر انسانی آینه اخوت می باشد.زندگی شاخه گل است آن را پرپر نکنید.زندگی را اگر با خدا در نظر بگیری همیشه با عزت و سربلندی همراه خواهد بود.زندگی زیبایی و لذت بردن از نعمت های الهی است.زندگی یعنی کمک کردن و یاری دیگران در سخت ترین شرایط که برای آنان پیش می آید.زندگی دشتی است که سبزه های آن نمایانگر زیبایی اند و دریایش نشان از عمر دارد بلندیهای آن شدائد زندگی است و سرانجام پاییزش فانی بودن این دنیا را به نمایش میگذارد.زندگی روشن ترین تفسیر خداست.زندگی گاهواره ای است که لالایی عشق را می سراید.زندگی زیباست اگر زیبا ببینیم.زندگی عینی ترین، ملموس ترین و واقعی ترین جلوه حیات است.زندگی غزلی است که مطلعش تجربه است.زندگی نهالی است که با صبر بار می دهد.زندگی اندوخته ای است که زندگان قدرش نشناسند.زندگی همان است که می اندیشی.زندگی پازلی از ترکیب همین ثانیه هاست.زندگی دایره ای است که به شعاع همت فرد رسم شده است.زندگی سالی است که هزار فصل دارد.زندگی عملی است که به توان بی نهایت تجربه می شود.زندگی عمارتی است که سازنده اش سخت کو شانند.زندگی بهشتی است که تو سازنده ی آنی.زندگی نارگیلی است که پوشش سخت و درونش شیرین است.زندگی فیلمی است که کارگردانی اش به دست ماست.زندگی ماحصل تلاش امروز است.زندگی فرمانروایی بر سرنوشت است.زندگی کاشت صداقت، و برداشت موفقیت است.زندگی لیموناد است، شیرینش را انتخاب کن.زندگی همین ساعات شیرینی است که سریع می گذرند.زندگی بالندگی است، پس درنگ مکن.زندگی نتیجه ای است که از حل معمای ثانیه ها حاصل می گردد.زندگی تمرین صبوری است.زندگی زیباترین شاهکار حق در عرصه خلقت است.زندگی کاشتن ثانیه هاست پس بهترین ثانیه ها را بکار.زندگی قدر و قیمت توست، غنیمتش شمار.زندگی عرصه کارزار است، مردانه در آن قدم بگذار.زندگی یک تعالی به قدر همت است.زندگی برد و باخت نیست، بردن در عین باختن است.زندگی الهام است برای آنان که جهت زیستن برانگیخته شده اند.زندگی بازاری است که متاعش عمر آدمی است.زندگی ترکیبی از تنوع است، پس متنوع اش ساز.زندگی شهد گلی است که زنبور زمانه آن را می مکد.زندگی تئاتری است در حد واقعیت و ما بازیگران واقعی این تئاتر هستیم.زندگی راه است، ایمان و اندیشه راهنمای آن.زندگی تکثیر ثروتی است که نامش محبت است.
و چه زیبا :

مفهوم
زندگی در نهاد خودش نهفته است، زندگی شعله شمعی است در بزم وجود، که به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است ...
و در آخر:

زندگی با همه ناملایمات اش دوست داشتنی است چون هدیه ای از جانب پروردگار است ...

 

+ نوشته شده در شنبه 15 اسفند ماه سال 1388 توسط عمو تقی نظرات (0)

کفش من قول بده تا وقتی که همراه منی

http://www.parsiblog.com/PhotoAlbum/sarma/1C.jpg

 


کفش من خسته نشو مقصد همین دورو براس کفش من غصه نخور خدا همیشه اون بالاس کفش من خاکی شدی خوب میدونم ، مثل دلم خسته و داغونو پارس ، آخه از کدوم بگم ؟ عمریه همنفسه هر چی سواره بی کسه خودشو گول میزنه که شاید اون روز برسه روزی که دنیا فقط پر از خوبی باشه و بس روزی که کنده بشن از تو دلامون خارو خس آره سراب نیست دلکم ، وجود داره چنین روزی ولی تا رسیدنش باید همینجور بسوزی کفش من ، هیچکسی ارزش تو رو نفهمیده آخه هیچکس پاهاش از سنگریزه ها نرنجیده کفش من باهام بمون حالا که اینجا بی کسم لا اقل بمون باهام تا آخر این نفسم  

کفش من قول بده تا وقتی که همراه منی   

 

خودت و نذاری هیچوقت رو دل هیچ آدمی  

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 11 اسفند ماه سال 1388 توسط عمو تقی نظرات (0)

چرا پدران و مادران زود پیر میشوند ؟؟؟؟

 

 

چرا پدران و مادران زود پیر میشوند ؟؟؟؟

 

روزی رییس یک شرکت بزرگ به دلیل یک مشکل اساسی در رابطه با یکی از کامپیوترهای اصلی مجبور شد با منزل یکی از کارمندانش تماس بگیرد.
بنابراین، شماره منزل او را گرفت.

کودکی به تلفن جواب داد و نجوا کنان گفت: «سلام»

رییس پرسید: «بابا خونس؟»

صدای کوچک نجواکنان گفت: «بله»

ـ می تونم با او صحبت کنم؟

کودکی خیلی آهسته گفت: «نه»

رییس که خیلی متعجب شده بود و می خواست هر چه سریع تر با یک بزرگسال صحبت
کند، گفت: «مامانت اونجاس؟»

ـ بله

ـ می تونم با او صحبت کنم؟

دوباره صدای کوچک گفت: «نه»

رییس به امید این که شخص دیگری در آنجا باشد که او بتواند حداقل یک پیغام
بگذارد پرسید: « آیا کس دیگری آنجا هست؟»
کودک زمزمه کنان پاسخ داد: «بله، یک پلیس»
رییس که گیج و حیران مانده بود که یک پلیس در منزل کارمندش چه می کند،
پرسید: «آیا می تونم با پلیس صحبت کنم؟»
کودک خیلی آهسته پاسخ داد: «نه، او مشغول است؟»
ـ مشغول چه کاری است؟
کودک همان طور آهسته باز جواب داد: «مشغول صحبت با مامان و بابا و آتش نشان.»
رییس که نگران شده بود و حتی نگرانی اش با شنیدن صدای هلی کوپتری از آن طرف گوشی به دلشوره تبدیل شده بود پرسید: «این چه صدایی است؟»
صدای ظریف و آهسته کودک پاسخ گفت: «یک هلی کوپتر»
رییس بسیار آشفته و نگران پرسید: «آنجا چه خبر است؟»
کودک با همان صدای بسیار آهسته که حالا ترس آمیخته به احترامی در آن موج می زد پاسخ داد: «گروه جست و جو همین الان از هلی کوپتر پیاده شدند.»
رییس که زنگ خطر در گوشش به صدا درآمده بود، نگران و حتی کمی لرزان پرسید: «آنها دنبال چی می گردند؟»
کودک که همچنان با صدایی بسیار آهسته و نجواکنان صحبت می کرد با خنده ریزی پاسخ داد: «من».
 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگی این نیست که صبر کنیم طوفان بگذرهگذره 

 

 

زندگی اینه که یاد بگیریم چطور زیر بارون

  

برقصیم

+ نوشته شده در شنبه 17 بهمن ماه سال 1388 توسط عمو تقی نظرات (3)

  

 

 

 

 

حلقه

 

دخترک خنده کنان گفت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گرفته است به بر

 

 

راز این حلقه که در چهره او اینهمه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد و گفت حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است

 

همه گفتند : مبارک باشد دخترک گفت : دریغا که مرا باز در معنی آن شک باشد سالها رفت و شبی زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهایی که به امید وفای شوهر به هدر رفته هدر

 

زن پریشان شد و نالید که وای وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و رخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است

 

 

فروغ فرخزاد

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 14 بهمن ماه سال 1388 توسط عمو تقی نظرات (1)

ترزیق رایگان آرامش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 10 بهمن ماه سال 1388 توسط عمو تقی نظرات (2)
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>